شنبه ۱ مهر ۱۳۹۱ ه‍.ش.

آگاهی درباره ی جشن مهرگان





جشن مهرگان از روز شانزدهم مهر ماه، روز مهر و ماه مهر آغاز میشود و به روز بیست و یکم (رام روز) پایان مییابد. آغاز جشن را “مهرگان کوچک یا خرد” یا مهرگان همگانی و پایانش را “مهرگان بزرگ یا ویژه” یا مهرگان ویژگان مینامند. دو جشن بسیار بزرگ ایرانیان که بیش از آنهای دیگر شکوهمندند و دلهای مرده را زنده و روانهای افسرده را شاداب میکنند، نوروز و مهرگانند. ایرانیان، اندوهگینی و به سوگ نشستن و اشک ریختن را کار اهریمنی و جشن و سرزندگی و شادابی را آفریده ی اهور
ا مزدا، دادار بخشنده و مهربان میدانند. نوروز از آن جمشید و آغاز کننده ی بهار و نیمه نخست سال و مهرگان ازآنِ فریدون، آغاز کننده ی نیمه دوم سال است. مهرگان یادآور روزگار کهنی است که مهرپرستی در سرزمین آریاها پدید آمد و به سرزمینهای دور و نزدیک راه یافت، مهرش بر دلها نشست و دلها را توان بخشید تا در برابر دشمنان رنگ نبازند و پایدار مانند. پیشینه ی این جشن به روزگار همزیستی قوم هند و ایرانی و یا هند و اروپایی برمیگردد، زیرا مهر یا میترا در سندهای این دو قوم یعنی اوستا و وِداها دیده میشود. جشن مهرگان یادآور پیروزی عدل و داد بر جور و بیدادگری و نماد آزادیخواهی است، زیرا ایرانیان در این روز به سرکردگی کاوه آهنگر بر آژی دهاک (ذهاک) بیدادگر پیروز گردیدند و فریدون از دودمان پیشدادی بر تخت شاهی نشست. و پس از این پیروزی بود که در فرهنگ ایرانی کاوه آهنگر نماد آزادیخواهی، ذهاک نماد جور و ستم و فریدون نماینده ی مردم شناخته شد. چون مهر و دوستی پیوند دهنده ی دلها و خرمی بخش زندگی است، از اینرو مهرگان را جشن پیوند و پیمان نیز گویند و ارمغانهایی از سوی نوعروسان و تازه دامادان و پسران و دخترانی که با یکدیگر نامزد شده اند، داد و ستد میگردد. مهرگان جشن کشت و کشاورزی و برداشت فرآورده همچنین جشن فرهنگی نیز به شمار می آید.
مفهوم واژه ی میترا و مهر:
فرهنگ ایرانی و فرهنگ زرتشتی آنچنان گسترده و دامنه دار است که هر گوشه ای از آن را بنگریم با دریایی از دانستنیها روبرو میشویم که یکی از دلکش ترین و ژرفترین آنها همین واژه ی “میترا” و “مهر” است. میترا در زبان اوستایی میثْرَ Mithra در زبان سانسکریت میتْرَ Mitra میباشد به چم نگاهبانِ عهد و پیمان. ریشه ی این واژه “میث” Mith میباشد به چم دیدار و ایجاد یگانگی و همبستگی. زمانیکه اقوام گوناگون آریایی یا هند و ایرانی در کنار یکدیگر میزیستند، به خدایان گوناگون باور داشتند. بزرگترینِ این خدایان “وارونا” نام داشت که خدای آسمان و بزرگ بود و پس از او میترا بود که مقام دوم و دستیار را داشت و همانگونه که از نامش پیداست خدای عهد و پیمان بود. او بر پیمانهایی که میان اقوام گوناگون بسته میشد تا بتوانند در کنار هم درآشتی و آرامش زندگی کنند، دیده بانی میکرد. او خدایی بود بسیار نیرومند و بسیار مورد بزرگداشت، بگونه ای که آنچه که او نماد آن بود یعنی “پیمان” و نگاهداری و وفای به آن از نیرومندترین ویژگیها و فروزههای فرهنگی ـ‌ شخصیتی ایرانیان به شمار می آمد و میترا خدای مهر و دوستی و پیمان بود. کسانی را که پیمان میشکستند “میترا دروج‌ (دروغ) ” میگفتند و آن گناهی بس بزرگ بود بگونه ای که پیمان شکنان را زیر نام میترا سزا و کیفر میدادند. این بود که میترا آرام آرام نقش خدای نبرد و جنگ را به خود گرفت. با گذشت زمان و در اوستا نام میترا به “مهر” برمیگردد و افزون بر ایزد یا نماد پیمان و راستگویی و دوستی، نماد نور و روشنایی نیز می شود. در وداها نیز این خدا به معنای دوست و همدم و یاری کننده آمده است.
پیدایش اشو زرتشت و تاثیر او بر مهرپرستی:
اشو زرتشت که در حدود چهار هزار سال پیش، هنگام پادشاهی شاه گشتاسب کیانی برای نخستین بار پیام یکتاپرستی را به گوش مردم جهان رسانید، کوشید تا پرستش اهورا مزدا را جایگزین چندگانه پرستی نماید. بنابراین مهر یا خدای آفتاب را چون دیگر خدایان آریایی از پایگاه خدایی فرود آورد.در گاتاها که سروده ها و آموزشهای اشوزرتشت است هیچ کجا نامی از آنهمه خدایان گوناگون نیست بلکه همه جا از اهورامزدا، خداوند جان و خرد،‌ یگانه آفریدگار و پروردگار و پیش برنده ی جهان نام برده میشود. براستی که دگرگونی بزرگی که اشو زرتشت در انسانها پدید آورد گذر از پندارگرایی به اندیشه گری بود. پس خدایان گوناگون دیگر جایی در خرد و اندیشه ی نیک انسانها نداشتند و این اکنون فروزه های خدایی و یا بنیادهای زندگانی بودند که بنیاد پیام و آموزشهای پیامبر بودند. زمان گذشت و دین نوبنیاد زرتشت آرام آرام در پهنه ی گسترده ی ایران زمین گسترد و جای خود را در دل و روان و اندیشه ی همگان باز کرد. حتا پیروان کیشهای باستانی مانند مهر پرستان و پیشوایان کیشی آنان نیز آیین نو را پذیرفته و به آن گرویدند. اما کاری که آنان کردند وارد کردن بخشی از باورهای بنیادین خود، و اینبار بگونه ای دیگر در آیین نو بود. این بار دیگر خدایان در مقام خدایی نبودند بلکه به “ایزدان” دگرگون گشته بودند. ایزد، به چم “سزاوار ستایش” آنان نماد گشتند. مهر، شد نماد همان چیزهایی که بود نور و روشنایی، عهد و پیمان و دلیری و جنگاوری برای پشتیبانی از آشتی و عهد و پیمان.
در بخشی از مهر یشت، که یادگاری است از فرهنگ مردم ایران زمین در دوران باستان، آمده است که:« ای زرتشت اسپنتمان! به مردم بیاموز که مهر و پیمان نشکنند، نه آن پیمانی که با همکیشان خود بسته اند، نه آنکه با کسان دیگر بسته اند، زیرا پیمان با هر کس بسته شود درست است و شکستن آن گناهی است بزرگ، چرا که پیمان شکنان شهر و کشور را به ویرانی و تباهی میکشانند.»
رخنه و گسترش آیین مهر در باختر

با توجه به سرود ویژه ی مهر (مهر یشت) که از جنگ و جنگاوری و ایزدِ مهر به عنوان یاور کسانی که در راه راستی و درستی میجنگند گفتگو میکند، در مییابیم که این ایزد در میان سپاهیان و جنگاوران بسیار مورد بزرگداشت و توجه بود. در دوران هخامنشی، در زمان اردشیر دوم و سوم دگرباره گرایشی تمام به مهر پیدا شد. آیین مهر بوسیله ی جنگاوران ایرانی در سرزمینهای گسنرده ی هخامنشیان پخش شد و از آنجا به آسیای کوچک و روم گسترش یافت. آنگاه بوسیله ی سپاهیان رومی در بیشتر سرزمینهای آن دولت و امپراتوری نیز گسترش یافت و بسا از قومها و ملتها، مهر را با خدایان خود بویژه خدای آفتاب یکی کردند. در سده ی نخست پیش از میلاد آیین مهرپرستی بوسیله ی رومیها در سراسر قاره ی اروپا، بخش غربی و شمال آفریقا و آسیای کوچک، کناره های دریای سیاه را پوشانید و منتشر شد. گفتگو در چگونگی و انگیزههای این انتشار و پیشرفت بسیار است. پنج سده ی تمام این آیین بخش مهمی از آسیا و اروپا و شمال آفرقا را به زیر نفوذ خود کشانید. در سده ی چهارم میلادی بود که در روم، امپراتور کنستانتین دین مسیح را پذیرفت. از این تاریخ کوشش بسیاری انجام شد تا دین مسیح را جایگزین آیین مهر یا میتراییسم کنند اما چون نتوانستند، بیش از هشتاد در صد از پایه ها و آداب و رسوم مٍهری را مْهر مسیحی زدند. روز ۲۵ دسامبر که به عنوان روز زایش مسیح جشن گرفته میشود، در واقع روز زایش مهر و خورشید تابان میباشد. چنانکه اثر آن در آلمانی به شکل sonntag و در انگلیسی بگونه ی Sunday روز خورشید باقی مانده است. برخی پژوهشگران بر این باورند که جشن مهرگان در روم، روز زایش میترا (خورشید شکست ناپذیر) بوده است که آن را Sol-Natalis Invictus میخواندند و این همان روزی بود که بعدها به نام روز زایش عیسای مسیح (۲۵ دسامبر) پس از چند سده گذشت از مسیحیت، از سوی کلیسا معرفی گشت.
مهرگان در گذر زمان:
بر پایه گزارشها، هخامنشیان جشنی داشتند به نام “میترَکانَ” به یادبود روزی که داریوش بزرگ در این زمان بر “گئومته” مغ که ادعای تاج و تخت داشته پیروز میشود. این رویداد در ماهی بوده که با ماه مهر یکی بوده است. این رویداد در سال ۵۲۲ پیش از میلاد رخ داده و در همان زمانی بوده که جشن مهرگان برگزار میشده است. به همین شوند این دو جشن با هم همزمان شده و به ارزش مهرگان افزوده اند. اشکانیان و ساسانیان از ۲۵۰ سال پیش از میلاد تا ۶۵۲ پس از آن یعنی کمابیش ۱۰۰۰ سال این جشن را با شکوه تمام برگزار میکردند. به همین رو آنقدر ریشه های آن ژرف بوده که از هجوم تازیان نیز پیروز بدر آمده است. پس از هجوم اسلام متجاوز به ایران نیز، حتا در زمان امویان و عباسیان، خلیفه ها بر تخت مینشستند و هدیه میگرفتند. اما مهرگان از زمانی دوباره شکوفا شد که شاهان ایرانی دوباره به قدرت رسیدند. چکامه های بسیاری به زبانهای پارسی و عربی هست که این جشنها را گزارش کرده اند.
مهر نماد داد و دادگستری:
در اوستا مهر به نام مهر داور هم خوانده شده که کردار درگذشتگان را داوری میکند. از اینرو در روزگار هخامنشیان و اشکانیان پیکری از مهر با ترازویی در دست در جایگاه دادگستری ایران برپا میداشتند تا مردم بهتر به بی ترف بودن داوران پی برند و در هنگام داوری هم خویشکاری دینی و وجدانی خود را در نظر داشته باشند. چون رومیان به شیوه ی مهرپرستان پیکره ی مهر ترازو دار را نماد دادگستری میدانستند، اروپاییان هم از ‌آنها یاد گرفتند و در نتیجه چنین نمادی که بنیادش از ایران بود، نماد بین المللی داد و دادگستری بشمار آورده شد و پس از گذشت هزاران سال بار دیگر به صورت دست دوم این نماد به کشور ما برگشت، چنانکه در نمای بیرونی دادگستری و دادگاه ها، در ایران این نماد دیده میشود.
مهرگان نماد جنبش آزادی خواهی:
داستان کاوه آهنگر و خیزش او بر آژی دهاک نمایانگر برخاستن توده ی مردم است در برابر چیرگی فرهنگ بیگانه و خواست آن برای برپایی و استواری ارزشهای فرهنگی خودی. به راستی قیام مهرگان، که با بند کشیدن ذهاک در کوه دماوند نمادین شد برای جایگزین کردن ذهاک نبود، بلکه هدف مردم از این قیام، بازگشت به ریشه و پایان دادن به جنگ ارزشها و رهایی یافتن از ارزشهای فرهنگی ناآشنا و زیان باری بود که ایرانی را گرفتار کرده بود. ذهاک نماد ارزشهای بیگانه (تازی) بود و حکومت او بر اساس آن ارزشها به جنگ ارزشهای ایرانی آمده بود. برخورد کاوه و فریدون با ذهاک برخورد دو فرهنگ ناهمگون بود که یکی بر اساس خرد و آزادی و منش پاک و دیگری بر اساس بدی و خردستیزی (خوردن مغز جوانان) و بردگی و بندگی بود. ایرانی با خیزش خود هم آن ناارزشها را بدور افکند و هم نشان داد که خواستار “استقلال” و جدا کردن چهارچوب فرهنگی خود از فرهنگها و سرزمینهای دیگر است. درست به همین جهت است که فریدون که بر تخت نشست جهان را میان پسرانش ایرج و سلم و تور بخش کرد و هر کدام مستقل شدند و هر فرهنگ “کشور” شد و “ملت” پدید آمد و “هویت ملی”. پیش بند چرمی کاوه آهنگر نیز “درفش کاویانی” نام گرفت و “پرچم” شد. این ساختار ابدی و سرنوشت ساز که من و شما و مردم جهان را در بر گرفته، پرورانده و شکل امروزین را به جهان داده است، در دل استوره ی مهرگان نهفته است. بنابراین مهرگان به جشنی از آیین مهر، ‌یا جشن پاییزی و انبار کردن فرآورده و یا سرنگونی ذهاک که حماسه ای است جاودان که پایان نمییابد بلکه:
مهرگان، نماد نخستین اتحاد ملی در سرزمین ایران است.
مهرگان، نماد پیدایش ملت و هویت ملی است.
مهرگان، خاستگاه اصلی پیدایش کشور و کشوری به نام ایران است.

مهرگان، نخستین جشن استقلال و برقراری حکومت فرهنگی و علمی، هم در ایران و هم در جهان است.
مهرگان، نماد برقراری نخستین پرچم جهان در ایران است.
مهرگان جشن فرهنگی و کشاورزی:
از آنجایی که مهر نماینده ی فروغ و روشنی مادی و معنوی است و چون در ادبیات ایرانی، دانش و فرهنگ هم از فروغ های معنوی آدمی بشمار می آید، با پیروی از این حقیقت است که مهرگان را جشن فرهنگی مینامند و با برگزاری آن آموزشگاهها و دانشکدهها سال تحصیلی خود را آغاز میکنند. بنابراین بجاست در مهرگان به پاس بزرگداشت دانش به فرزندان و دوستان خود کتاب هدیه کنیم و نواندیشی را پیشه سازیم. به پاس قدردانی از کوششها و بزرگداشت کشاورزان ایرانی که در راه سرسبزی و آبادانی و فراوانی نعمت کوشش میکردند، یکی از روزهای این جشن را با آیینهای ویژه ای به همین مناسبت برپا میکردند. شاهان ایران در این جشن لباس ارغوانی میپوشیدند و تاجی خورشیدگون بر سر مینهادند و کشاورزان را به خوان نعمت خود فرا میخواندند و پس از پایان پذیرایی کار کشاورزان را میستودند و با آنان هم پیمان میشدند که بیاری یکدیگر در راه آسایش و آرامش و خرسندی بکوشند. آنگاه به فراخور حال به کشاورزان هدایایی چون بذر مرغوب، چارپایان و وسایل کشاورزی میدادند و آنها را با دلی خوش و روانی شاد روانه ی منزل و شهر و دیار خود میکردند. مهرگان را جشن آغاز زمستان و همینگونه خسروان هم مینامند، زیرا بیشتر پادشاهان در ایران باستان در این روز تاجگذاری میکرده اند.
مهرگان نزد دیگر ملتها:
اگرچه این جشن نیز مانند سایر جشنها دستخوش پیشامدهای ناگوار گردید، ولی هرگز فراموش نشد و حتا ایرانیان پس از دستیابی به سرزمینهای دیگر نیز آنرا با خود برده اند، چنانکه مردم بابل در هنگام برگزاری جشن مهرگان جشن باشکوهی به نام خدای آفتاب برپا میکرده اند. ارمنیان نیز در ماه مهر، جشنی به نام مَه گان داشتند که بیگمان گرفته از مهرگانست. در آسیای کوچک مهرگان بر پا میشد و از آنجا با مهرپرستی و به اروپا راه یافت. از مراسم برجسته ی جشن مهرگان آتش افروزی و چراغانی در شب پیش و برگزاری مسابقات ورزشی و قهرمانی مانند اسب دوانی، ارابه رانی و غیره بوده است که آنهم پس از گسترش آیین مهر در اروپا، بنا بر باور خاورشناس نامی دکتر مودی Modi این مسابقات پستر در یونان به شکل مسابقات المپیک درآمده و توده ی هیزم جشن با آتش مقدس معبد المپیاد یونان روشن میشده است و آثار آن اکنون نیز دیده میشود که یادآور آیین آتش افروزی جشنها در ایران باستان است.
مهرگان چگونه برگزار میگردید:
رسم چنین بوده است که در دربار شاهان، نخست موبد موبدان نیایش میکرده و گفتاری داشته است. سپس پیک خجسته به پیش می آمده و با خواندن ترانه های نمادین برای شاه و مملکت روزهای خوشی را پیش بینی میکرده است. خوان یا سفره ی ویژه ی مهرگان گسترده بوده و بارعام یعنی به پیشِ شاه آمدنِ مردم آغاز میگشته است که از سویی پیشکشی ها داده میشده و پیشیارهها گرفته میشده و از سوی دیگر دادخواهان به داد خود میرسیده اند. اردشیر بابکان و خسرو انوشیروان دادگر در این روز تن پوشهای نو به مردم میبخشیدند و پادشاهان هخامنشی با بالاپوشهای ارغوانی، در باده پیمایی و شادمانی و دستکوبی با مردم همراهی میکردند. تاریخ نویسان نوشته اند که بزرگان کشور به میان مردم میرفتند و با آنان به پایکوبی و دست افشانی میپرداختند. خوانچه های پر از میوه های خشک، ‌برگهای سبز، شکوفه های گلهای رنگارنگ، شکر، سکه، انار، بِـه، کاج یا سرو … همه در خوانچه بودند که نشانه شگون و نیکبختی و فروانی به شمار می آمدند. هنگامیکه خورشید به میانه های آسمان میرسید فریادهای شادی و خنده در فراخنای کوچه و خیابان تنین می انداخت و روبوسیها و شادباشها و آرزوی خوشبختی و سرشادی نمودن برای یکدیگر آغاز میشد. پس از آن مردم به رفت و آمد و دید و بازدید ریش سپیدان و بزرگان خانواده و دوستان میپرداختند و شادیانه ها میدادند و پیشیارهها دریافت میکردند. هر نوزادی در این ماه زاده میشد نام او با واژه ی “مهر” همراه بود مانند: مهرانگیز، مهربان، زادمهر، مهرداد، مهرزاد، مهرشاد، شادمهر، مهرناز، نازمهر، نوش مهر، مهرنوش، مهری، گلمهر و… همه جا رادی و دهشمندی، بزرگواری و گذشت، شور و شادی و خنده بود که تنین میانداخت. کینه ها از دلها بیرون رانده میشدند و مهرورزی و مهربانی و دلشادی جای آنها را میگرفتند.
زمان مهرگان:
جشن مهرگان از روز شانزدهم مهر ماه، روز مهر و ماه مهر آغاز میشد و به روز بیست و یکم (رام روز) پایان مییافت. آغاز جشن را “مهرگان کوچک یا خرد” یا مهرگان همگانی و پایانش را “مهرگان بزرگ یا ویژه” یا مهرگان ویژگان مینامیدند. ابوریحان بیرونی هنگامیکه از “مهرگان بزرگ” یا “رام روز” یاد میکند، مینویسد:« روز بیست و یکم، رام روز است که مهرگان بزرگ نام دارد. این روز را از آن رو جشن میگرفتند که فریدون بر ذهاک چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد و مردم را از شکنجه و آزار رهایی داد.» و فردوسی توسی، زمان چیرگی ذهاک را چنین مینمایاند:
هنر خوار شد جادویی ارجمند / نهــان راستی، آشکــارا گزنــد
شده بر بدی دست دیوان دراز / ز نیکی نبودی سخن جز به راز
ندانست خود جز بد آموختن / جز از کشتن و غارت و سوختن.
تا آنکه کاوه آهنگر به پا میخیزد و مردم را به جنبش فرا میخواند:

چو کاوه برون شد ز درگاه شـاه / بــرو انجمن گشــت بازار گــاه
همی برخروشید و فریاد خـواند / جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کآهنگران پشت پای / بپــوشند هنگــام زخــم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کـرد / همانگــه ز بازار برخــاست گرد.
پس از پیروزی کاوه و فریدون بر ذهاک، چرم نیزه به رنگهای سرخ و زرد و بنفش و گوهرهای گرانبها و زر و سیم آراسته شده و درفش کاویانی نام میگیرد:
بیـاراست آن را بــه دیبــای روم / ز گوهر بر و پیکر و زرش بوم
فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش / همی خواندش کاویانی درفش
از آن پس هر آنکس که بگرفت گاه / بشــاهی بـه سر برنهادی کلاه
بــر آن بی بهــا چــرم آهنگــران / بــرآویختی نـو به نـو گوهران
ز دیبـــای پــرمایــه و پــرنیــان / بـر آنگونه گشت اختـر کاویان
کانـدر شب تیــره خورشیـد بــود / جهــان را ازو دل پـر امید بود.
مهرگان، دستگاهی در موسیقی ایرانی:
از واژه مهرگان، نواهای گوناگون و دستگاههای خنیاگری و سرود و آواز ساخته اند. مهرگان نام دستگاه بیست و یکم باربد، ترانه سرا و نوازنده ی بزرگ ایران در دربار خسروپرویز بود. نظامی گنجوی میسراید: چـو نــو کـردی نوای مهـرگـانی / ببــردی هـوش خـلق از مهـربـانـی. مهرگان خردک یا خوردک نیز نام پرده ای است در موسیقی. این مهرگان خردک با نام مهرگان کوچک نیز نقل شده است. منوچهری دامغانی میسراید: چو مطربان زنند نوا تخت اردشیر / گه مهرگان خردک و گاهی سپهبدان. مهرگان بزرگ نیز نام پرده ای است در موسیقی.
مهرگان در میان زرتشتیان:
در ایران در میان زرتشتیان رسم این بوده است که در این جشن لباس نو بپوشند و شادی کنند و سفره ای بچینند و درون مرغی را با مواد خوراکی پر کرده آنرا بپزند و در خوان بگذارند. کتاب اوستا و آیینه و سرمه دان و شربت و گلاب و شیرینی و سبزی و میوه، بویژه انار و سیب و گلهای رنگارنگ بر روی سفره میچیدند و کناره های سفره را با آویشن خشک می آراستند و در ظرفی از آب، گیاه خوشبوی آویشن و چند سکه نقره و چند عدد سنجد و بادام و پسته میریختند و شمع و لاله روشن بر سر خوان میگذاردند و اسفند و کندر بر آتش میسوزندند و در نیمروز افراد خانواده همگی به شادی در سر خوان و در برابر آیینه می ایستادند و اوستا میخواندند و شربت و شیرینی میخوردند و به یکدیگر شادباش میگفتند. در این روز برای تازه دامادان و نامزدان پارچه و شیرینی و غیره می بردند و به نیازمندان یاری میکردند.
مهرگان در این زمان:
امروزه مهرگان بوسیله ی همه ی ایرانیان مانند زرتشتی و دیگران باورها، جشن گرفته میشود. دگرگونی که چگونگی برگزاری این جشن در بین مردم با گذشته نموده است این است که رسم رسوم آن مانند گذشته نیست. برای نمونه شاید دیگر سفره ی مهرگانی بگونه ی گذشته چیده نشود و چیزهایی که روی سفره گذاشته میشود کمتر شده باشد، اما ارزش و اهمیت این جشن، مانند دیگر جشنها و آیینهایی که از گذشته ی تاریخی ـ اجتماعی ـ فرهنگی ـ دینی همه ی ما نشان و گفتگو دارد، دوباره برای ایرانیان و اینبار بگونه ی تازه ای زنده شده است و در واقع نقش راستین خود را در زنده کردن و بزرگداشت ارزشهای راستین و بنیادین فرهنگی ایرانیان در امیددادن به امروز و آینده آنها به درستی بازی میکند. در هنگام برگزاری جشن میتوان خوانی گسترد که در آن چیزهایی مانند آتش دان یا نور بگونه ی شمع یا لاله، کتاب زرتشتیان گاتهای ورجاوند، آیینه، آب و آویشن، میوه بویژه انار و سیب گل و سبزی سرو یا مورد، شیرینی، شراب، سکه و همچنین “لرک” فراهم باشد. فراموش نباید کرد که فلسفه ی راستین جشن و جشن گرفتن از سویی ایجاد پیوند میان مردم در شادی و امید است برای گرفتن نیرو و ادامه ی کار و کوشش در زندگانی و از سوی دیگر بازگویی و پافشاری بر روی آن بنیادها و ارزشهایی که در فلسفه ی هر جشنی نهفته است. با توجه به چنین اصول معنوی و فلسفه ی اخلاقی آن بجاست که ما ایرانیان به خود ببالیم و در هر کجا که هستیم این جشن باستانی و دیگر جشنها که ما را به گذشته ی پر افتخار خود پیوند میدهد و وسیله ی همبستگی ما ایرانیان است هر سال با شکوه بیشتری بر پا سازیم. بنابراین جشن مهرگان را با مهر و امید، هر کجا که هستیم برگزار کنیم و فرزندانمان را به ویژگی و انگیزههای بنیادی جشنها آشنا سازیم و فروغ مهرورزی به فرهنگ و آیین ایرانزمین را در دل آنها برافروزیم تا شناسنامه فرهنگی خود را خوب بشناسند و بدان سرافراز باشند.
روز مهـر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان / مهـر بِفـزا ای نگار مهـرچهـر مهربـان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر / مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفا پس از خواندن این وبلاگ،پیشنهادات و انتقادات خود را برای هرچه بهتر شدن این وبلاگ برای ما ارسال نمایید.

با تشکر